خرید بک لینک
تو رفته ای و من هنوز باورم نمی شود! غـــم تمام این جهــان برابرم نمی شود هزار بار گفته ام به خود که رفته ای ولی به سادگـــی نبودن تـــو از برم نمی شود چطور می شود تـــو رفته باشـی از کنـــار من؟! که هر چه می کنم که از تو بگذرم ؛ نمی شود! نمی شود! چطور بی تو سر کنم؟! خودت بگو! دگر دوام مــی شو

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

دل می شود از تو قرص با یک بوسهاحوال مرا بپرس بــــــــــــا یک بوسه لب های تو نسخه ای مرا پیچیدند صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه!! ................................................ مصراع نخست: من تو را می بوسم در مصرع بعد هم تو را می بوسم ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا شعر خودم است من تو را می بوسم! .

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از حالت چشم تو به هم می ریزدگریه ام مثل خودم مثل غمم تکراری ستبسته ی خالــی قرصم پُر ِ از بیداری ستبسته ی خالـی یک پنجــــره در دیوارشبسته ی خالی یک زن وسط ِ سیگارشبسته ی خالی خورشید ِ به شب تن دادهبستــه ی خالــــی یک خانـه ی دور افتادهبسته ی خالی یک عاشق جنج

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

دنیای شیرینت به کـام دیگران باشد لبخندهایت سهم از ما بهتران باشد کج کرده راهش را به سمت دامنت خورشید پرچیــن گلهـــای تـــــو وقتـــی زعفران باشد گلگونه های شرجی شهریور گیلان نارنـــج های نوبــــر مـــازندران باشد یک دکمــــه از پیراهنت افتاده در کوچــه جوینده اش یابنده ی گنجی گران باشد شب زنده تر ش

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

من از تبار تیشهام ، با من غمی هست

در ریشهام احساس درد مبهمی هست

بـر گیسوانـم بـوسـه زد روزی خداوند

در سرنوشتم راه پر پیچ و خمی هست

وقتی مرا با خاک یکسان خواست، یعنی

در نقشــهی جغرافیــای من بمی هست

سهــم من از شادی شبیه آفتـاب است

او هم نمیداند که حتا شبنمی هست!

جز زخم، این دنیا نخوردم تلخ و شیرین

آیا در آن دنیـــا امید مرهمــی هست؟

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

می روم حسرت دریای مرا دفن کنید اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید تا پر از رو

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

گمان مبر كه همیشه صبور و خونـسردم همیشه ســـخت و مقاوم شبیه یك مردم من از تفــاهم پائیـــز و مـرگ مـی آیم وَ سردمست وَ سردم وَ سَ سَ سَ سردم گمــان مبر كه همیشه ، بتم ... نه ابراهیم قـسـم بــه ذات تـبـر پیش تو كـم آوردم به بـركه بـركه چشمت قسم شبی آخر درون آبـی ایــن چـشـمه غرق می گردم فق

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

حس می کنم تمام تنم درد می کندحرفــی نمی زنم دهنم درد می کند حس قشنگ تک تک انگشت های تو در دکـــمه های پیرهنـم درد می کند در مـی زنــــم بیایـــی و بهتر ببینمت هق هق صدای در زدنم درد می کند روزی که بر جنازه ی من چنگ می زنی آرام تـر بــــــزن!کفنــــــم درد مــــی کند همزاد شاعرانه ی من بعد رفتنت انگا

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

امشب دوباره آمده ام ، باز هم سلام من را ببخش مرد غزل هـــــای ناتمام من را ببخش بابت احساس خسته ام من را ببخش بابت این فکرهــــای خام این حرف ها درون دلم درد می کشید این حرف هــــا وجــــود مــرا داد التیام گفتی کلافه می شوی از این حضورمحض! گفتی عذاب می کشی از دست من مدام گفتی نگاه هــــرزه ی من با

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

رودی که می خشکد در او سودای طغیان نیست دور از تــو حتــی گریـــه کردن کاری آسان نیست! دارم بــــه دوری از تــــو عــادت می کنم کم کم هر کس به دردی خو کند در فکر درمان نیست! وقتـــی عزیــــزی نیست تـا باشد خریدارت فرقی میان قصر مصر و چاه کنعان نیست! مانده ست بر دیــوار قاب عکس تو هر چند تندیسی از آقا

برچسب: نویسنده: آوا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 13:57

صفحه بندی